پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - شيخ الازهر و شبح سلفىها

شيخ الازهر و شبح سلفى‌ها


 دكتر احمد الطيب، شيخ الازهر كه از ١٩ مارس سال جارى ميلادى به اين مقام منصوب شد، از بسيارى جهات، چهره‌اى متفاوت از ديگر شيوخ گذشته است. رويكرد تقريبى و وسعت اطلاعات و چالش با جريان سلفى و وهابى، و داشتن گرايشى عرفانى - صوفى، از مهم‌ترين وجوه تمايز اوست. وى همه تحصيلات خود را از ابتدايى تا كارشناسى ارشد، در الازهر گذرانده و سپس به سوربن فرانسه رفته و دوره دكترى‌اش را در آن‌جا گذرانده است و براى تدريس به دانشكده اصول دين الازهر بازگشته است. حوزه اهتمام وى فلسفه اسلامى قرون ميانه، تصوف و كلام است و در ميان دانشگاهيان مصر، وجاهت علمى خاصى دارد. پدر وى از شيوخ طريقت شاذليه بود وخود وى گرايش صوفيانه دارد كه طبعا با وهابيت و سلفى‌گرى هم خوانى ندارد.
 در سال ٢٠٠٢ پس از رفتن طنطاوى به مشيخه وجانشينى مرحوم جادالحق، الطيب جاى او را در دارالافتا گرفت. اگر چه در اين مقام، چندان احساس راحتى نمى كرد. كمتر ازدو سال بعد، از دارالافتا به دانشگاه الازهر بازگشت و بر منصب رياست تكيه زد. بازى تقدير چنين رقم خورد كه وى چهار سال پس از آن در جايگاه بالاترين منصب مذهبى جهان اهل سنت قرار گيرد. اصلاحات ريشه اى وى در مقام رياست دانشگاه الازهر، اين اميد وانتظار را پديد آورده كه در مقام مشيخه نيز همان خط اصلاحى را ادامه دهد وكارهاى عقب مانده سال‌هاى اخير را سر وسامان دهد. شيخ جديد بر خلاف شيخ طنطاوى، از معدود استادان مصرى است كه سابقه تدريس وتحصيل ثروت دركشورهاى خليج فارس را ندارد وسابقه نيم قرنى وى در الازهر وآوازه نيك او، موقعيت مناسبى براى او فراهم مى‌كند تا برنامه‌هايش را به پيش ببرد.
 وى نخستين كار خود را جلوگيرى از چاپ پيام تبريك در روزنامه‌ها اعلام كرد و مهم‌ترين برنامه‌هايش را براى آينده الازهر، گفت وگوى ميان اديان و حفظ وحدت ميان مسلمانان و اقباط در مصر، و حفظ وحدت ميان مسلمانان وتقريب ميان مذاهب اسلامى - سنى و شيعى - برشمرد. وى اعلام كرده است كه الازهر برنامه سياسى اى ندارد و رسالت خود را ترويج اسلام معتدل  و مبارزه با افراط گرى و تند روى مى‌داند و هم چنان منبر اعتدال وميانه روى خواهد ماند.
 الطيب در پاسخ انتقادات نسبت به شيوه تعيين شيخ الازهر -كه از سوى رئيس جمهور منصوب مى‌شود- گفت:اگر انتخاب الازهر با آراى كسانى باشد كه اهليت دارند، ما با آن موافقيم؛ اما انتخابات هميشه بهترين‌ها را به صدر نمى‌برد.
 به هر حال مهم‌ترين چالش شيخ جديد، معركه فكرى و نظرى‌اى است كه وى با جريان‌هاى سلفى، وهابى و بنياد گرا خواهد داشت. سلفى‌ها به چيزى كمتر از اجراى صد در صد شريعت رضايت نمى‌دهند ومجالى براى نوانديشى نمى گذارند و كوتاه آمدن از بخشى از آن را در كنار شرك وكفر و نومن ببعض و نكفر ببعض مى‌نشانند و ديگر حتى اشعرى‌گرى و تصوف را هم برنمى تابند وآن دو را بدعت مى‌نامند.
 وهابى‌ها هم همچنان اشتهاى تكفيرشان بر تمايل به تفكر مى چربد واسلام گرايان سياسى از اخوانى گرفته تا جهادى، در پى مقاصد سياسى و دست يابى به قدرت‌اند، تا آن چه حاكميت الهى مى‌نامند، تحقق بخشند. شيخ جديد در نخستين مصاحبه‌هايش اعلام كرد كه نمازگزاردن در مزارات، مقامات، مقابر وضريح‌ها اشكال شرعى ندارد. به اين ترتيب، دكتر احمد الطيب از همان آغاز، به جريان سلفى كه متأسفانه در مصر رو به افزايش است، هجوم برده است. وى در مصاحبه خود با رئيس اتحاديه روزنامه نگاران مصر، مكرم محمد احمد، در ١٠ جولاى امسال، از جريان سلفى به عنوان جريانى غير بومى، جعلى و بيگانه در مصر نام برد كه خطرى همپايه ماركسيسم و تبشير مسيحى دارد.
 اين سخنان تحريك جريان‌هاى سلفى مصر را درپى داشت و آنان را به پاسخ گويى واداشت. آنان به شدت از اين كه با دشمنان اسلام برابر نشانده شده‌اند، خشمگين شدند و اين موضع را موضعى قابل پيش بينى از سوى شيخ و مفتى تصوف‌گراى مصر، نسبت به افزايش سلفى‌گرى در مصر  دانستند. اين نزاع تا جايى ادامه يافت كه شايعه شد، شيخ الازهر به زودى استادان داراى گرايش سلفى را از دانشگاه الازهر اخراج خواهد كرد. اما شيخ الازهر اين ادعا را رد كرد.
 دكتر احمد الطيب در مصاحبه با شبكه العربيه نيز سلفى‌ها را سفسطه گر ناميده، آنان را نمايندگان انديشه اى‌دانست كه قدمتش از دويست سال فراتر نمى‌رود. وى هم چنين گفت كه از انتشار سلفى گرى در مصر كه الازهر و انديشه اعتدال و ميانه روى بر آن حاكم است، نگرانى ندارد و اين نشان بى‌اعتنايى وى به جريان سلفى است.
 اختلاف ميان الازهر و جريان سلفى گرا سال‌هاست كه ادامه دارد و از آغاز نيز اين رابطه نفرت آميز بوده است. در نيمه دهه سى، عبدالله القصيمى دانشجوى سعودى به دليل انتقاد شديد از يكى از علماى الازهر از اين دانشگاه اخراج شد؛ حتى تا اوائل دهه هفتاد تنها يك شيخ سلفى در الازهر وجود داشت و او دكتر شيخ محمدخليل هراس بود كه در دانشكده اصول دين تدريس مى‌كرد. وى نخستين پايان نامه را در باره ابن تيميه در الازهر تدوين كرد كه در ابتدا با فرض رد ابن تيميه وارد مراحل پايان نامه اش شد و با ايمان به روش فكرى و عملى او، پايان‌نامه‌اش را به انجام رساند. شيخ هراس رياست انجمن انصار السنة المحمدية را بر عهده گرفت و در عربستان سعودى تدريس كرد و هم اوست كه ايمن الظواهرى در كتاب التبرئه‌اش او را يكى از مراجع و استادان مستقيم خود بر مى‌شمرد كه با او ارتباط مستمر داشته و طرح جهادى‌اش - به ادعاى ظواهرى - را تاييد كرده است. برخى از دانش‌آموختگان الازهر نيز، پس از تغيير عقيده از اشعرى‌گرى، با سلفى‌گرى در كشورهاى خليج فارس ستاره بختشان درخشيدن گرفت. اين جريان تا پيش از اواخر دهه هفتاد ميلادى قرن بيستم چندان قابل توجه نبوده است. درست پس از شكست ١٩٦٧ عرب‌ها از رژيم صهيونيستى، برخى جوانان دربرخى شهرها و به ويژه اسكندريه، به پيروى از مذهب سلفى بر آمدند كه در پى كنار زدن گرايش‌هاى صوفيانه از اعتقادات بود.
 در حالى كه دل مشغولى اخوان المسلمين و جهادى‌هاى دوره نخست، به يك اندازه، به برپايى دولت اسلامى و اجراى شريعت معطوف بود، دل مشغولى اصلى سلفى‌ها، تصحيح عقيده و پيراستن آن از شائبه‌هاى شرك و بدعت بود. شمارى از اين جوانان سلفى‌گرا، به عربستان سعودى رفتند تا علم دين را از بن باز و ابن عثيمن و براك فراگيرند يا به اردن رفتند تا نزد شيخ ناصرالدين البانى تلمذ كنند يا به يمن نزد مقبل ابن هادى الوادعى.
 شايد بتوان گفت كه غيبت دراز مدت جهادى‌ها در دهه نود كه در زندان بودند و اشتغال مستمر اخوانى‌ها به سياست، فرصت مناسبى براى سلفى‌ها فراهم آورد تا حضورشتان در مناطقى از مصر تثبيت كنند. با اين حال در ميان قبائل جريان‌هاى صوفى نسبت به سلفى‌ها همچنان قدرت بيشترى دارند.
 جريان‌هاى مختلف سلفى، اكنون با شيخ الازهر به شدت درافتاده اند و از موضع گيرى او نسبت به اين جريان ناراضى‌اند. سلفى‌ها همواره سه نقد اساسى بر الازهر داشته‌اند: نخست اعتماد الازهر بر روش اشعرى و برنتافتن روش سلفى؛ دوم غلبه رويكردهاى صوفيانه بر برخى شيوخ الازهر مانند شيخ الازهر؛ و سوم تسامح برخى شيوخ الازهر در مقابل مذاهب اسلامى ديگر يا اقليت‌هاى دينى ديگر. مانند شيخ محمود شلتوت كه به جواز عمل به فقه جعفرى فتوا داد و شيخ كنونى الازهر كه اعلام كرد، پشت سر شيعيان نماز مى‌خواند. اين سخن وى را اگر در كنار سخنى از او قرار دهيم كه سلفى‌ها را در كنار ماركسيست‌ها و مبلغان مسيحى قرار داده است، تفاوت نگاه وى را نسبت به سلفى‌ها و شيعيان در خواهيم يافت.
 نيازى به گفتن نيست كه جريان سلفى، هم‌چنان حامى‌اى نيرومندتر از عربستان سعودى ندارد و اين كشور به همان اندازه كه از جريان‌هاى جهادى روى گردان شده است، بر روى جريان‌هاى سلفى سرمايه‌گذارى مى‌كند و كشور مصر هم از نقاط هدف سلفى‌هاست؛ به ويژه اگر اوضاع نابه‌سامان اقتصادى اين كشور را لحاظ كنيم، خاك مصر را براى روييدن سلفى‌گرى، حاصل خيز خواهيم يافت. عربستان سعودى كه در كسب جايگاهى هم طراز الازهر ناكام مانده است، به اشغال الازهر از سوى سلفى‌ها كم ميل نيست.          
 از زمان زوال منصب شيخ الاسلام استانبول در سال ١٩٢٤ در جهان تسنن، تاكنون هيچ منصبى به پايه مذهبى شيخ الازهر نرسيده است وطبعا اين جايگاه به لحاظ نفوذ و تاثير، براى بسيارى كشورها غبطه‌برانگيز است. قدرت و امكانات مالى كشورهاى خليج فارس توانسته است بزرگ‌ترين بناهاى جهان - مانند برج مشهور دبى - را پديد آورد؛ اما نتوانسته است، موسسه‌اى درحد رقابت با الازهر پديد آورد.
 اسلام شيعى، جايى را از الازهر،موافق تر و مناسب‌تر براى خود در اسلام سنى ندارد.ميراث تقريبى شيخ محمود شلتوت و شيخ سليم البشرى وحتى سيد طنطاوى، زمينه مناسبى براى تلاقى بيشتر و جدى تر است. حقيقت اين است كه موسسات و شخصيت‌هاى اسلامى شيعى بايد از اين توقع كه همه شيوخ الازهر رونوشت شلتوت باشند، كمى فاصله بگيرند. شيخ شلتوت بر نخواهد گشت چنان كه آيت الله بروجردى برنمى‌گردد. زمانه هم عوض شده و تحولات جديد اقتضائات تازه دارد.
 شيخ احمد الطيب حق دارد ازموجوديت وكيان اسلام سنى  كه نمايندگى‌اش را بر عهده دارد، دفاع كند. چنان كه مراجع شيعى حق دارند، از موجوديت تشيع دفاع كنند. مراكز شيعى نبايد در اين نبرد نابرابر ميان قلعه اعتدال در اسلام سنى و جريان قشرى گراى سلفى مورد حمايت عربستان سعودى، تماشاگر محض باشند و نبايد هميشه منتظر مزيد اقدامات مثبت الازهر در مسير تقريب و وحدت شيعه و سنى بمانند، بلكه بايد موضع فعال داشته و با نگاهى جهانى به اسلام و تشيع ، ضرورت برداشتن گام‌هاى بلند و شجاعانه را حس كنند.
 شيخ احمد الطيب اخيرا اعلام كرده به نجف خواهد رفت و مزار امام على (ع) را زيارت خواهد كرد. قطعا او استعداد ديدار از قم را هم دارد. مراكز بزرگ اعتدال در اسلام ( نجف، قم و الازهر) نبايد روابط خود را با يكديگر بيش از حد لازم به رشته‌هاى سياست گره بزنند؛ زيرا مسئوليت مشتركشان در برابر اسلام، فراتر از سقف دولت‌ها و نظام‌هاست و به نظر مى‌رسد، با وجود الطيب در مشيخه الازهر، اين روابط قابل تحقق است. و لله الامر من قبل و من بعد.